
بعد از اون همه فشار جغرافیا اومدم براتون با نصف شب و افکار میستریویی من ، به خودم اومدم و دیدم امشب نمیتونم به میستریو و مستر جیک جیلنهال فکر نکنم پس بیاین درموردش صحبت کنیم!
(عکسه خوشگل نیست ولی بهترین چیزی بود که داشتم)
این پست ساعت 12:24 دقیقه نصفه شب شروع شده
خبببب ، میستریو!!! یکی از ویلن های مورد علاقم تو اسپایدرمن ها ، اول اینو بگم که جیک لیترلی برای این نقش ساخته شده بود. این مرد خیلی خوشگله خدای من ، خودزنی میکنم موقع دیدنش. جیک جیک جیک جیک وای جیک. میدونید چیه ، واقعا این نقش رو برای خودش کرد کاملا جدی میگم خیلی بهش میاد نمیدونم چی ولی خیلی بهش میاد. میدونید چی میگم؟ مثلا گرین گابلین من تا ابد تا ابد تا ابد ویلم دفو عه. هیچ گرین گابلینی نمیتونه ایشون باشه. هری ها رو تو جفت سری ها دوست داشتم ، ولی تو اولی خیلی خیلی بیشتر به واقعیت نزدیک بود تو دوگانه اندرو لیترلی یه عوضی بچه لوس پولدار تومخی نشونش داده بودن. ولی تو سه گانه توبی هری واقعا هری بود.
حالا برگردیم به میستریو. وای میستریو. آوردن میستریو تو سینما خیلی سخت بود چون خب آره
الان ساعت 5:05 دقیقه صبحه ، باید میخوابیدم برای امتحان.
برگردیم به ادامه میستریو تایم. اگه به میستریو تو کمیک دقت کنیم میبینیم که اگه به شکل درست نیارنش تو سینما مسخره میشه ، شبیه کارتونهای بچگی. ولی طوری که میستریو رو آوردن تو تلویزیون لیترلی حرف نداشت. به بهترین شیوه نشونش داده بودن
جیک یجوری بازی کرده بود که تا یه ساعت اول فیلم خودت هم گول میخوردی که این ویلن امسییو باشه ، اعتماد پیتر که هیچی اعتماد من هم جلب کرده بود xD
بعد یهو زارت ، عینک تونی رو گرفت و همه چیز از این رو به اون رو شد ، فهمیدیم همه چی دروغه ، جهان دیگه و همچنین هیولای عناصر ها همشون ساخته تکنولوژی های پیشرفته بودن ، که خود جیک اونارو طراحی کرده بود ولی تونی ازش استفاده دیگه ای کرد ، پس بعد از مرگ تونی میستریو (بعد از این همه تایم یادم افتاد اسم جیک به غیر از نیک نیم میستریو ، کوئنتین بک بود) ، اره خلاصه پس بعد از مرگ تونی کوئنتین بک ازشون استفاده دیگه ای کرد (مرگ تونی نابودم کرد.) بک قصه ی ما دوست داشت آدم خوبه ی داستان باشه ، به شیوه ی آدم بدها
یه چیزی که درمورد میستریو باید بدونیم اینه که اون کاملا یه آدم معمولیه. هیچ قدرت فوق بشری ای نداره و همشون توهم و تکنولوژیه
توی کلاهک گوی مانندش گازی رو داره که میتونه spider sense اسپایدرمن رو برای مدتی از کار بندازه ، حتی میتونه تارهاشو پس بزنه (اون اسپایدر سنس رو فیلم اسمش peter tingle بود چون خیلی بامزه بود باید ذکر میکردم)
خلاصه که میستریو میاد با تکنولوژی و پهپاد هاش یه سری توهم ایجاد میکنه ، یه سری دشمن فرضی ، یه داستان سرهم میکنه و میاد خودش رو قهرمان جا میزنه ، تا یه ساعت اول مرد خوبی به نظر میاد ، پیتر هم بهش اعتماد میکنه و عینک استارک رو بهش میده. و این دقیقا چیزی بود که میستریو میخواست ، عینک!
عینک رو به دست آورد ، حالا وقت نابودی اسپایدرمنه،البته،قرار نبود نابودش کنه ولی چون پیتر از کارش سر درآورد تصمیم به نابودی اسپایدرمن گرفت
در انتها که اسپایدرمن شکستش میده ، یه ویدیو میگیره ، صداهارو تغییر میده و نشون میده که اسپایدرمن کسی بوده که کشتتش ، و هویت اسپایدرمن هم لو میده ، هولی شت •0•
از یه طرف دیگه خیلی خوبه که این داستان های سرهمی میستریو الکی بود ، چون اکثر دشمن های اسپایدرمن علمی بودن!
بخشی از صحبت هام الهام گرفته شده از صحبت های آقای ترابی در نقد فیلم بود ، باقیش هم چرت و پرت گویی خودم
- آنـیسا ؛
- دوشنبه ۳۰ دی ۰۴