ول تکنیکلی ، بعد از این همه سال شماها احتمال نمی‌دونید من الان دقیقا کی ام. اون موقعی که منو می‌شناختین بیاین درموردش صحبت نکنیم کامنت های قدیمی رو میبینم از کرینج میمیرم. ولیخب ، من اونموقع صرفا یک کیپاپر بی در و پیکر بودم که زیاد علایقش رو پیدا نکرده بود ، پس الان میخوام با آنیسایی آشنا بشیم که دیگه تقریبا بزرگ شده و خودش هم خودشو بهتر شناخته ، پس سلام

من آنیسام ، با ۱۶ سال سن اینجا خدمت شما حضور دارم ، تایپ ام‌بی‌تی‌آی ام اگه هنوز اصلا مهمه INFJ عه و صرفا یک آدم رندوم با کلی آبسشن رندوم هستم که ممکنه اصلا باهم مرتبط هم نباشن

اگه دوست دارین یه تصوری از قیافه ی بنده داشته باشین من موهای موج دار تا اواسط کمرم به صورت لیرکات دارم ، چشمام هم قهوه ای فاکینگ تیره است. قد و هیکل خیلی خاصی هم ندارم و صرفا دندون های ارتودنسی شده ، که این بریس هارو دو سال و نیمه که دارم.

Soooo بیاید با آبسشن هام آشنا بشیم چون من واقعا آدم جالبی برای آشنا شدن نیستم و چیزای جالبی ندارم که بهتون بگم:0

1- فوتبال

این مورد خودش دوتا زیرشاخه داره (می‌تونستم بیشترش کنم ولیخب من واقعا بازی های بایرن مونیخ و آرسنال و آث میلان رو نمی‌بینم که خودم رو درست و حسابی هوادارشون اعلام کنم ، پس همون دوتا زیرشاخه) 

من وقتی پنج سالم بود به خاطر بابام وارد فندوم این ورزش لعنتی اعتیاد آوری شدم که صرفا ۲۲ تا بازیکن افتادن دنبال یه توپ و خودشونو میکشن تا بکننش تو چهار دیواری حریف

الف) بارسلونا

این تیم واقعا بخشی از منه نمی‌دونم چطوری باید بگم ، اگه این تیم از من گرفته بشه نصف میشم کاملا جدی ، یکی از دلایل زندگیم واقعا بارسلوناست و نمی‌خوام دراماتیک باشم ولی کاملا جدی دارم میگم من عاشق این تیمم. انقد عاشق این تیمم که واقعا نمی‌دونم باید چیکار کنم. بازیکن مورد علاقه ام تا ابد مسیه ، همه چیز این مرد کامله. یکی دیگه از بازیکن هایی که به شدت اندریتد بود ولی من واقعا از دیدن بازیش ، کرنر هاش ، شوت هاش و حتی رفتار هاش لذت بردم قطعا کسی نیست جز آقای راکیتیچ ، ایشون هیچ رسانه ای نداشتن ولی یک بازیکن تراز بودن. بازیکنی که هرکسی توی تیمش میخواد. کاملا جدی راکیتیچ یکی از فوتبالیست های مورد علاقمه و نظر هیچکس در این باره برام مهم نیست چون من این مرد رو دنبال کردم و میدونم که چه شاهکاریه. اینیستا ، رونالدینیو ، کرایوف ، نیمار ، سوارز ، پویول ، آلوز و ..... هم که لازم به ذکر نیست مگه نه؟ همشون در قلبم جای دارن. طوری عاشق این تیمم که بعضی جاها توی فامیل که بحث فوتبال میشه و شرکت میکنم بابام همیشه ذکر می‌کنه آنیسا شدیداً بارساییه xD. پس اره خلاصه ، بنده با این تیم ابسسد هستم.

ب) پرسپولیس 

این تیم علت آشنایی من با فوتبال بود ، پدرم به شدت پرسپولیسیه و خب تحت تأثیر اون من هم عاشق این تیم شدم ، هرچند مادرم استقلالیه ولی من و پدر به شدت پرسپولیسی شدیم ، در تیم لیگ خارجی راه پدر رو پیش نگرفتم ، بابام بایرن مونیخ رو دنبال می‌کنه ولی خب من چون خیلی بارسلونا رو دوست دارم و به شدت در مورد بارسلونا صحبت میکنم مامانم هم به گونه ای بارساییه (ولی هیچ زمانی رو برای اذیت کردن من موقع باخت از دست نمیدهxD) ، بابام بعضی وقتا باهام بارسلونا میبینم ، ولیخب ، داشتیم درمورد پرسپولیس صحبت می‌کردیم ، درمورد این تیم ، تیمی که من موقع برانکو دیدم یکی از بهترین پرسپولیس های زندگیم بود ، راستش حاضرم هرکاری کنم تا دوباره اون پرسپولیس رو ببینم. اون پنالتی. اون مسابقات. این دو فصل اخیر پرسپولیس یکم اذیت کننده بوده و من اکثر بازی هاشو ندیدم ، مگر اینکه خیلی مهم باشه ، مثلا با یه تیم قوی یا جام حذفی باشه ، که خب این فصل جام حذفی رو از دست دادیم ، ولی مهم نیست ، این تیم هم همیشه بخشی از وجود من هست و خواهد بود. همیشه به این تیم وفادار بودم و هستم و خواهم بود.

2- فرمول یک

خب این ورزش هم ، گفته بودم علایقم شبیه بابامه؟ بابام وقتی جوون بود و مخصوصا دوران شوماخر به شدت فرمول یک میدید ، الآنم روش تعصبیه باهاش بحث کنم به جوابی پیدا می‌کنه بگه نه شوماخر بهترینه xD شوماخر واقعا اسطوره‌ است ، سنا هم همینطور ، سنا واقعا برای من یک اسطوره است ، بنده فراری فنم. هر سال با جمله"ایشالا سال دیگه" میرم برای سیزن بعد ، از وضعیت زندگیم که میگم X year will be my year بدتره ، ولیخب من بازم به این تیم وفادارم ، میدونید که :> راستش بعضی وقتا با خودم فکر میکنم که Why do I support these red Italian cars ولیخب ، قرمز یکی از رنگ های مورد علاقمه شاید اولین چیزی که توی فراری منو جذب کرد قرمز بودنش بود ، این حتی قبل از فرمول یک صدق می‌کنه (رنگ مورد علاقه اولم بنفشه). خلاصه که فرمول یک برای من مسابقه جذابیه ، خیلی ها میگن ورزش نیست ولیخب مدیریت اون ماشین تو سرعت بالای ۲۰۰ خیلی خیلی سخته ، پس تکنیکلی رانندگی معمولی نیست و امیدوارم مردم این رو متوجه بشن ، یکی دیگه از آدم های مورد علاقم در این عرصه آقای هانت (کریس همسورث ver) عه xD . نه خداییش من دیگه واقعا نمیتونم نبینم که هانت ثوره ، ثور هانته و جفتشون کریسه. من واقعا فن کریسم خدا حفظ کنه این مرد رو. روکی های فعلی مورد علاقم آیزک ، کیمی و اولیور ان و مطمعنم این سه تا واقعا آینده درخشانی دارن. ولی خب مورد علاقه ام تا ابد لوییسه. تا ابد.

اوه سر لوییس همیلتون. ایشون یک سبک زندگی هستند و بنده عاشق ایشون هستم ، از همون موقع که تو کارز اون ماشین مشکی خوشگل با فاصله ی بین دندون های جلوش که دقیقا شبیه مال خودم بود دیدم فهمیدم که من عاشق این ماشینم. وقتی اولین بار زبان اصلی دیدم کارز رو عاشق صدای این مرد شدم و فهمیدم ایشون واقعا عالی هستند. تو کارز سه هم حضوری داشتن. صداش صدای خودش بود و بنده به شدت ابسسد شدم با اون صدا. کامنت های نژادپرستانه رو واقعا نمی‌پذیرم. نژادپرست نباشید هر رنگ پوستی خوشگله پس ترجیحا ارتیست ها و سلبریتی هارو بابت رنگ دوست اذیت نکنید. حتی وقتی اولین بار صدای لوییس رو توی آهنگش شنیدم هم فکر میکردم که وای چطور یک ورزشکار همچین صدای قشنگی داره. (عاشق آهنگ راموس هم هستم ، صدای بم و غم صدای راموس برای آهنگش واقعا پرستیدنی بود) ، ایشون ، آقای همیلتون ، با ۴۰ سال سن ، ملقب به Mr.useless به گفته خودش که تقریبا هیچکس این رو قبول نداره ، کلی ورلد چمپیون برده و بالای یه عالمه پودیوم رفته و کلی برد و قهرمانی داره هیچوقت از نظر فن ها useless نبوده. که البته اون فن های مکس رو درنظر نگیریم که میگن لوییس تو مرسدس ماشین خوب زیر پاش بود اومد تو فراری هیچِ هیچه رو نادیده میگیرم چون چرت و پرته. بنده به شدت مکس رو دوست دارم. از راننده های اخیر یا در حال حاضر فراری ، راستش باید بگم لکلرک و کارلوس هم واقعا تو قلبم جا دارن. لکلرک و دوتا داداشاش واقعا کودکان عزیزمن. و کارلوس ، جناب آقای فلفل. من انقدر ایشون رو دوست دارم که سر زنگ شیمی حواسم رفت سمت اینکه Carlos Sainz حروف اولش میشه CS که تو جدول تناوبی سزیمه و سزیم تو جدول عنصر ۵۵ امه و شماره ماشین کارلوس هم ۵۵ عه. و انقد این مرد رو دوست دارم که گردنبند فلفل به خاطرش میندازم. کارلوس آبسشن هم دارمxD

۳- مارول

وای مارول وای. من عاشق مارولم. من تا قبل از اینکه وارد فندوم مارول بشم صرفا تو فندوم فیلم و سریال های زیادی نبودم فقط جان ویک بود و پدینگتون و فایت کلاب بود که البته هنوز هم هستن ، البته از وقتی فن فرمول یک شدم فیلم هایی با اون موضوع مثل راش و اف‌وان و فراری vs فورد و حتی مستند شوماخر و سنا هم جزو مورد علاقه هامن. ولیخب مارول واقعا یک چیز دیگست. کاملا جدی مارول یک چیز دیگست. مارول برای من واقعا چیز عجیبیه چون اگه هرروز بهم مارول نرسه دیوونه میشم. بعضی از فن ها اکثر سریال ها و فیلم هارو اسکیپ میکنن ولی من بعضیارو که ندیدم مثل آگاتا ال الانگ و اینارو هم حتما میبینم ، ولی مثلا ایرن هارت رو اسکیپ میکنم چون مطمعنا قرار نیست ازش خوشم بیاد. من به صورت فاز نمی‌خوام فیلم های مورد علاقم رو مشخص کنم. تلاش میکنم تو بعضی هاشون مشخص کنم اگه ویلن یا هیرویی جا موند دیگه شرمنده اون کرکتر و بازیگری و جناب آقای استن لی. توی تریلوجی ایرن من راستش من هر سه تارو دوست داشتم از اونجایی که آقای استارک مورد علاقه بنده هستن. راستش از لحاظ شخصیتی هم باهاش ارتباط برقرار میکنم برای همین هم تو سیویل وار توی تیم ایرن من بودم نه کَپ (خودم رو برای کپ هم جرواجر میکنم بای د وی) ولیخب ، توی سری فیلم های ثور بهترینش قطعا رگناروک عه. صادقانه از آقای استن لی بابت کوتاه کردن موهای ثور متشکرم. واقعا متشکرم. خیلی بیشتر به کریس میاد اینطوری. و لوکی وای لوکی واقعا لوکی عشقمه. دعوا ها و سر و کله زدن این دوتا برادر واقعا برای من خنده دار ، advertising و جالبن. واقعا عاشقشونم. تو سری فیلم های کاپیتان آمریکا ، فکر کنم سیویل وار یا وینتر سولجر. احتمالا سیویل وار؟ اخیرا سیویل وار رو ساعت پنج صبح امتحان زبانم ریواچ کردم و اون قسمت که کپ می‌گفت ولی باکی دوستمه و تونی گفت so was I رسما داشتم عر میزدم. دبیر زبانمون بعد امتحان دیدم و ازم پرسید گریه کردم یا نهxD. تو سری گواردینز آف د گلکسی هم قطعا قطعا سومیش. البته اولی رو از دومی هم بیشتر دوست داشتم. درکل گواردینز شاید بهش نخوره ولی واقعا عالیه.تو تریلوجی توبی من واقعا همشو دوست داشتم. تو دوگانه اندرو گارفیلد هم جفتش رو دوست داشتم. کلا سری فیلم های اسپایدرمن رو دوست داشتم اما برای نام هالند با اختلاف نو وی هوم از همه بهتر بود. دقیقا به خاطر همبستگی سه تا پیتر پارکر xD. البته فار فرام هوم هم دوست داشتم چون تنها فیلمی بود که جیک جیلنهال عزیزم توش بازی کرده بود. این جیک پدرسگ تو این فیلم همه رو تا یک ساعت اول گول زده بودxD . توی سری فیلم های اونجرز. لطفاً از من نپرسید من عاشقانه عاشق کل فیلم های اونجرزم. همشون عالین. همشون. و حتی اوریجینال سیکس واقعا مورد علاقه های منن. یکی دیگه از کرکتر های مورد علاقم هم دیردویل هه. واقعا عاشق ایشونم. خیلی دوست داشتنی هستن. ددپول و ولورین هم نگم دیگه. کلا مارول تا ابد یکی از مورد علاقه هامه. راستش من هیچوقت با کرکتر های دی‌سی ارتباط نگرفتم ولی خب واقعا از اینکه فن ها اون یکی رو میکوبن تا فیو خودشون رو بالا بکشن متنفرم. سعی کنید عین چند تا آدم حسابی از فندوم خودتون حمایت کنید جا اینکه بقیه رو تخریب کنید. خلاصه که تصویر بالا که از مارول گذاشتم هم مال شاهکار اونجرز ۱ عه. هاک‌آی یکی از اندریتد ترین اونجر هاست درصورتی که بنده همون اوایل که لوکی خرش کرده بود(تلاش کردم اسپویل بی اسپویلی باشه) ازش خوشم اومد و فهمیدم قویه. ولیخب وقتی توی تیم یه مغز و یه خدا و یه نمونه آزمایشگاهی قدرتمند و یه هیولای سبز گنده باشه ، یه مامورمخفی روسی و یک تیرکمان دار اونقدر به چشم نمیان صرفا چون آدم معمولی ان.

?A man in a suit of armor , take that off what are you

Genius billionaire playboy philanthropist 

You may not be a threat but you really should stop pretending to be a hero

 ?a hero like you

You're a laboratory experiment Rogers, everything special about you came out of a bottle

و خلاصه که مارول من رو بزرگ کرده و بنده رسما بچه ی اقاهای محترم دونی ،ایوانز ،رنر ،همسورث ،رافولو و خانوم جوهانسون هستم.

جناب آقای هالک یکی از دراماتیک ترین و بامزه ترین کرکتر هاست که امیدوارم بهش پی ببرین

No team,just hulk 

Ughhh too many stairs

آقای راجرز هم یکی از کرکتر های با جذبه ولی گاهی تو مخیه.

Language 

کلا خلاصه که مارول واقعا بخشی از بنده هست. و من هم مثل استبان اکثر دیالوگ هارو حفظم.

۴- کامیک

خب من همون قدر که ابسسد مارول هستم ابسسد کامیک های مارول هم هستم ، اصلا نیاز به توضیحی هست؟ فکر کنم این کوتاه ترین متن این بخش باشه.

(برای این عکس مجبور شدم از داشته هام مایه بزارم چون پینترست نداریم و قبلیا رو سیو داشتم سووو زشت ترین عکس این پست و همچنین غیر استتیک ترینشونه)

۵- گیم

راستش تا قبل امسال بنده خیلی گیم میزدم ، حتی رو گوشی هم وودرینگ ویوز ، هونکای استار ریل ، گنشین ایمپکت ، سولو لولینگ ، لاو اند دیپ اسپیس و خیلی بازی های دیگه انجام میدادم ولیخب دیگه انگیزه اش رفت و نمیتونم مثل قبل گیم بزنم ، کنسول رو هم جمع کردم رو درس تمرکز کنم پس اره خلاصه خیلی دیگه اونقدر گیم نمیزنم ، هر از گاهی میارمش پایین pes و اسپایدرمن بزنم ولی دیگه سمت بقیه بازی ها زیاد نمیرم ، هر از گاهی یه سر به دیابلو و کال آف هم میزنم ولیخب دیگه قدیمی شده. کنسولم خیلی قدیمیه و خب نمی‌دونم شاید دیگه به اندازه قبل گیمر به حساب نیام ولی همیشه ازش لذت بردم و تلاش میکنم چندسال دیگه یه  کنسول بهتر بخرم (به خاطر کنکور و اینا فعلا نمی‌خوام کنسول بخرم). اون موقع دوباره برمی‌گردم به آنیسای گیمر. از طرفی هم من واقعا دوست دارم بازی هارو به صورت دیسک بخرم و اینطوری جذابیتش خیلی بیشتره و عکس بالا صرفا تعدادی از دیسک های منه و از اونجایی که یا جا نداشتم یا جعبه به سریاش به فنا رفت تو هر کدوم حداقل دو تا پنج سی دی چپیده. مثلا تو اون Pes 2011 درواقع ۳ تا pes دارم. و خلاصه که این دیسک های خوشگل خوشگل لیترلی یک کشو از اتاقمو دزدیدن. البته درسته که خرید بازی ها تو خود کنسول دائمی تره ولی خب بازم دیسک جذابیتش بیشتره.

۶- شنا

من با ورزشم ازدواج کردم. من از همون موقعی که کلاس اول بودم با این ورزش ازدواج کردم. درسته که پیشنهاد مامانم بود ولی اون علاقه ای که به مرور خودم بهش پیدا کردم خیلی بیشتر بود.چند سال آموزشی کار کردم و بعد که کرونا اومد متاسفانه نتونستم ادامه بدم ، سال هفتمم هم کلا تو گچ بودم و نمی‌تونستم برم استخر ، اما از تابستون سال هشتم تا آخر تابستون همین سال (به خاطر مدارس اصلا وقت نمیکنم برم) به صورت مستمر تمرین تیم داشتم. چندین بار مسابقه رفتم و لوح و اینا دارم (با اینکه مدال ندارم ولیخب تلاشمو کردم دیگه) تو یکی دوتا مسابقه امتیاز گرفتم و توی یدونه که تیمی بود تا یک قدمی مدال رفتیم.  من کلا خیلی ورزش دوست دارم و ورزش های زیادی رو بلدم به صورت حتی خیلی مبتدی بازی کنم مثل والیبال ، بسکتبال ، یکم فوتبال خیلی کم البته ، بدمینتون ، واترپلو و ... ، تخصصم تو رشته خودم پروانه و سینه استقامتی ان.

۷- کتاب

من از بچگی شدیداً کتابخون بودم ، کلا همیشه کتاب رو به اسباب بازی ترجیح دادم و همیشه عاشق کتاب بودم. ژانر های خیلی مختلفی میخونم ولیخب یکی از ژانر های مورد علاقه ی بچگیم رئالیسم بود که الان البته اونقدر نمیخونم ، شاید آنیسای کوچک واقع بین تر بود xD آنیسای بزرگ شده با فانتزی ازدواج کرده ، فانتزی اولین ژانر مورد علاقمه جدی. مجموعه مورد علاقه ام تو این ژانر احتمالا کاراوال و پادشاه پریان باشن ، گریشاورس هم همینطور ، و همچنین هری پاتر هم که شاهکاره دیگه نگم. می‌خوام Game of thrones رو هم بخونم ولی احتمالا زبان اصلی پس هروقت حوصله اش اومد این کارو میکنم. نویسنده های مورد علاقم تو این ژانر استفنی کاربر و هالی بلک ان ، پیرس براون نیز.

ژانر بعدی مورد علاقم جنایی/معماییه که تو این ژانر نویسنده مورد علاقم هالی جکسون عه و برخلاف خیلی ها درحال حاضر بنده واقعا با کتاب ها فریدا مک فادن ارتباط نمی‌گیرم ، پلات توییست هاشون محشرن ولی خب کلا موضوعات جالبی ندارن.

رومنس هم هر از گاهی میخونم ولی زیاد نه ، تو این ژانر کتاب مورد علاقم صدای ارچر و تراویسه.

کلاسیک هم همچنین هر از گاهی. مرگ ایوان ایلیچ و آخرین روز یک محکوم و سقوط رو خیلی دوست دارم.

فکر کنم تموم شد ، این پست برای آشنایی بیشتر شما با خودم و همچنین خودم با خودم بود پس اره خلاصه ، چند روز زمان برد